|
بغض گلومو گرفته
باورم نمیشه راستی راستی دارم میرم خدااااااااااااااااااااااااااا باورم نمیشه دارم میرم پیش رسول الله دارم میرم کنار بقیع غریب میخوام برم کنار خونه خداا میخوام برم کعبه ! اشک دارم میریزم خدایا یعنی من لیاقتشو داشتم که منو دعوت کردی بیام؟؟ جدی جدی دارم میرم دیروز چادر سفید رو سرم انداختم گریه کردم دلم گرفت خدایا من .. کمتر از 10 روز دیگه کنار قبر پیامبرتم .. خدایا من که .. خدایا منو ناخواسته طلبیدی .. من که..
نمیتونم حتی فکرشو کنم من من خدای مهربونم خیلی دوستت دارم بچه ها هرچی خوبی بدی ازم دیدین حلالم کنین من راستی راستی راهی خونه خدا دارم میشم
+
نوشته شده در شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 12:32 توسط شادی
|
به دستهاي کوچک بچه ها فکر ميکنم این پست برای پارمیدا کوچولو خودم نوشتم که خیلی زود تر از اونی که فکرشو کنم داره بزرگ میشه نوشته ای از خاله شادی
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 10:18 توسط شادی
|
آری،و خدا تمام این ثانیه هاست.تک تک این نفسهاست.خدا همه ی من است به وقت نیکی و همه ی توست وقتی چشمانت را از کودکان فقیر دریغ نمیکنی.خدا شاد ترین بازی کودکانه است ،وقتی در مدرسه خوراکیها را تقسیم میکردیم این خدا بود که در دستان ما تکثیر میشد .
خدا تمام اشتیاق جوانیست، همه ی غرور میانسالی است و نگاه کهنسالان است به سمت آسمان.خدا بوی خاک باران خورده در پایییز است،تمام ادم برفیهای زمستان است،عطر همه ی شکوفه های بهاریست و خدا احساس خنک هندوانه در تابستان است.
خدا در چشمان همیشه نگران مادرم جریان دارد و در دستان پدرم لانه کرده.خدا تک روزنه های نور در دیوار زندان است،قُم قُمه ی آب در بیابان است و تجربه ی شیرین خورشید است در قطب.خدا لبخندهای مهربان توست وقتی تمام تمنای مرا پاسخ میدهی. خدا راه میرود، شعر میخواند، نور میبافد. خدا شبها برای بچه ها قصه میگوید و صبحها یادشان میاندازد صورت پدر را با جانانه ترین بوسه بدرقه کنند.خدا با یک قوطی کمپوت به بیمارستان می آیدو روی شاخه گلی کنار تخت بیمار مینشیند.خدا بوی هیزم سوخته است،لطافت شبنم سحرگاهی است،حافظه ی کوچ اردکهاست و خدا هوای شرجی استواست. خدا هنگام عاشق شدن ما دلشوره میگیرد و شبهای فراغ پا به پای ما میگرید.خدا ازدحام پشه ها دور چراغ است ،خدا روی دوشهای حلزون است،تجربه ی لحظه های پیله برای کرم است و رویش همیشگی جلبکها در برکه هاست.خدا بلیط میدهد،سوار اتوبوس میشود اماجایش را با پیر زنها عوض میکند.خدا بوی اسپند دود کرده در مراسم عروسی است،بادکنکهای رنگی در جشن تولد است، خدا با مزه ی خرما کام تلخ مرگ را شیرین میکند. خدا اوج پرواز عقاب است ،نوسان سریع قلب گنجشک است،لحظه های مکر روباه است .خدا پشت چراغ قرمز شکلات میفروشد،نادیده اش نگیرو خدا اشتیاق ملاقات خواهر و برادریست که تاکنون همدیگر را ندیدن خدا سلامیست که هر روز صبح رد و بدل میشه .آری، خدا تمام این ثانیه هاست
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 20:53 توسط شادی
|
اولش همه شکل هم هستیم
پس تولدم مبارک
+
نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 20:29 توسط شادی
|
A – Accept پذیرا باشید: دیگران را همانگونه که هستند بپذیرید ، حتی اگر برایتان مشکل باشد که عقاید ، رفتارها و نظرات آنها را درک کنید. B - Break away خودتان را جدا سازید: خود را از تمام چیزهایی که مانع رسیدن شما به اهدافتان می شود جدا سازید. C - Creat خلق کنید : خانواده ای از دوستان و آشنایانتان تشکیل دهید و با آنها امیدها ، آرزوها ، ناراحتی ها و شادی هایتان را شریک شوید.. D – Decide تصمیم بگیرید: تصمیم بگیرید که در زندگی موفق باشید . در آن صورت شادی راهش را به طرف شما پیدا می کند و اتفاقات خوشایند و دلپذیری برای شما رخ خواهد داد. E - Explore کاوشگر باشید : جستجو و آزمایش کنید . دنیا چیزهای زیادی برای ارائه کردن دارد و شما هم قادرید چیزهای زیادی را ارائه دهید. هر زمان که کار جدیدی را آزمایش می کنید خودتان را بیشتر می شناسید. F - Forgive ببخشید : ببخشید و فراموش کنید . کینه فقط بارتان را سنگین تر می کند و الهام بخش ناخوشایندی است. از بالا به موضوع نگاه کنید و به خاطر داشته باشید که هر کسی امکان دارد اشتباه کند. G - Grow رشد کنید: عادات و احساسات نادرست خود را ترک کنید تا نتوانند مانع و سد راه شما برای رسیدن به اهدافتان شوند. H – Hope امیدوار باشید: به بهترین چیزها امید داشته باشید و هرگز فراموش نکنید که هر چیزی امکان پذیر است ، البته اگر در کارهایتان پشتکار داشته باشید و از خدا کمک بخواهید. I - Ignore نادیده بگیرید: امواج منفی را نادیده بگیرید . روی اهدافتان تمرکز کنید و موفقیت های گذشته را بخاطر بسپارید . پیروزی های گذشته نشانه و رابطی برای موفقیت های آینده هستند. J – Journey سفر کنید: به جاهای جدید سر بزنید و با فکر روشن ، امکانات جدید را آزمایش کنید . سعی کنید هر روز چیزهای جدیدی را بیاموزید ، بدین صورت رشد خواهید کرد و احساس زنده بودن می کنید. K – Know بدانید: بدانید که هر مساله ای هر چقدر هم که سخت و دشوار باشد در نهایت حل خواهد شد . همان طور که گرمای مطبوع و دلپذیر بهار پس از سرمای طاقت فرسای زمستان می آید. L – Love دوست بدارید : اجازه دهید که عشق به جای نفرت ، قلبتان را پر کند. زمانی که نفرت در قلب شما ساکن است هیچ فضای خالی برای عشق وجود ندارد ، اما موقعی که عشق در قلبتان ساکن است ، تمام خوشبختی و شادی در وجودتان قرار دارد. M – Manage مدیر باشید: بر زمان مدیریت داشته باشید ، تا استرس و نگرانی کمتری شما را رنج دهد . استفاده درست از زمان باعث می شود که روی موضوعات مهم بهتر تمرکز کنید. N - Notice توجه کنید: هرگز افراد فقیر ، ناامید ، رنج کشیده و ضعیف را نادیده نگیرید و هر نوع کمکی را که قادرید به این افراد ارائه دهید از آنان دریغ نکنید. O - Open باز کنید: چشم هایتان را باز کنید و به تمام زیباییهایی که در اطرافتان وجود دارد نگاه کنید ، حتی در سخت ترین و بدترین شرایط ، چیزهای زیادی برای سپاسگزاری وجود دارد. P – Play بازی و تفریح کنید: فراموش نکنید که در زندگیتان تفریح و سرگرمی داشته باشید . بدانید که موفقیت بدون شادی و تفریح ، مفهومی ندارد. Q – Question سوال کنید: چیزهایی را که نمی دانید بپرسید ، زیرا که شما برای یاد گرفتن به این کره خاکی آمده اید. R – Relax آرامش داشته باشید: اجازه ندهید که نگرانی و استرس بر زندگی شما حاکم شود و به یاد داشته باشید که همه چیز در نهایت درست خواهد شد. S – Share سهیم شوید: استعدادها ، مهارتها ، دانش و توانائیهایتان را با دیگران تقسیم کنید ، زیرا هزاران برابر آن به سمت خودتان برمی گردد. T – Try تلاش کنید: حتی زمانی که رویاهایتان غیر ممکن به نظر می رسند تلاشتان را بکنید . با تلاش و مشارکت در انجام کارها ماهرو خبره می شوید. U – Use استفاده کنید : ازاستعدادهاوتوانایی ها یتان به عنوان بهترین هدیه استفاده کنید.استعدادهایی که تلف شوند ارزشی ندارند. استفاده صحیح ازاستعدادهاوتواناییهایتان برای شما پاداشهای غیرمنتظره ای به دنبال دارد. V – Value احترام بگذارید: برای دوستان و اقوامی که شما را حمایت و تشویق کرده اند ، ارزش قایل شوید و هر کاری که از دستتان بر می آید برای آنها انجام دهید. X – X-Ray اشعه ایکس: با دقت و شبیه اشعه ایکس به قلب های انسانهای اطراف خود بنگرید در نتیجه شما زیبایی و خوبی را در قلب آنها خواهید دید. Y – Yield اجازه دهید: اجازه دهید که صداقت و درستکاری وارد زندگیتان شود. اگر شما در راه درستی حرکت کنید درانتها خوشبختی را خواهید یافت . Z – Zoom تمرکز کنید: زمانی که خاطرات تلخ ، ذهنتان را پر کرده است ، به جاهای شاد بروید . اجازه ندهید که تلخی ها مانع رسیدن شما به اهدافتان شود. در عوض روی توانایی ها ، رویاها و فردایی روشن تمرکز کنید
+
نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 8:35 توسط شادی
|
دو روز مانده به پايان جهان ، تازه فهميد كه هيچ زندگي نكرده است . تقويمش پر شده بود و تنها دو روز خط نخورده باقي مانده بود . پريشان شد و آشفته و عصباني ، نزد خدا رفت تا روزهاي بيشتري از خدا بگيرد. داد زد و بد و بيراه گفت ، خدا سكوت كرد . آسمان و زمين را به هم ريخت ، خدا سكوت كرد . جيغ زد و جار و جنجال راه انداخت ، خدا سكوت كرد . به پر و پاي فرشته و انسان پيچيد ، خدا سكوت كرد . كفر گفت و سجاده دور انداخت ، خدا سكوت كرد .دلش گرفت و گريست و به سجاده افتاد . خدا سكوتش را شكست و گفت : «عزيزم اما يك روز ديگر هم رفت . تمام روز را به بد و بيراه و جار و جنجال از دست دادي،تنها يك روز ديگر باقي است. بيا و لااقل اين يك روز را زندگي كن . » لا به لاي هق هقش گفت: « اما با يك روز ! با يك روز چه كار مي توان كرد !؟ » خدا گفت : « آن كس كه لذت يك روز زيستن را تجربه كند ، گويي كه هزار سال زيسته است و آنكه امروزش را درنمي يابد ، هزار سال هم به كارش نمي آيد .» و آنگاه سهم يك روز زندگي را در دستانش ريخت و گفت : « حالا برو و زندگي كن .»
او مات و مبهوت، به زندگي نگاه كرد كه در گودي دستانش مي درخشيد . اما مي ترسيد حركت كند ، مي ترسيد راه برود، مي ترسيد زندگي از لاي انگشتانش بريزد . قدري ايستاد... بعد با خودش گفت :وقتي فردايي ندارم ، نگه داشتن اين زندگي چه فايده اي دارد . بگذار اين يك مشت زندگي را مصرف كنم . آن وقت شروع به دويدن كرد زندگي را به سر و رويش پاشيد ، زندگي را نوشيد و زندگي را بوييد و چنان به وجد آمد كه ديد مي تواند تا ته دنيا بدود ، مي تواند بال بزند ، مي تواند پا روي خورشيد بگذارد ، مي تواند... او در آن يك روز آسمانخراشي بنا نكرد ، زميني را مالك نشد ، مقامي را به دست نياورد اما ... اما در همان يك روز دست بر پوست درخت كشيد . روي چمن خوابيد . كفش دوزكي را تماشا كرد . سرش را بالا گرفت و ابرها را ديد و به آنهايي كه نمي شناختندش سلام كرد و براي آنها كه دوستش نداشتند از ته دل دعا كرد . او در همان يك روز آشتي كرد و خنديد و سبك شد ، لذت برد و سرشار شد و بخشيد ، عاشق شد و عبور كرد و تمام شد . او همان يك روز زندگي كرد اما فرشته ها در تقويم خدا نوشتند :
« امروز او در گذشت ، كسي كه هزار سال زيسته بود ! »
+
نوشته شده در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 20:57 توسط شادی
|
نزدیک ترین نقطه به خدا هیچ جای دوری نیست. نزدیک ترین نقطه به خدا نزدیک ترین لحظه به اوست. وقتی حضورش را درست توی قلبت حس می کنی، آنقدر نزدیک که نفست از شوق والتهاب بند می آید. آنقدر هیجان انگیزکه با هیجان هیچ تجربه ای قابل مقایسه نیست. تجربه ای که باید طعمش را چشید. اغلب درست همان لحظه که گمان می کنی در برهوت تنها ماندی، درست همان جا که دلت سخت می خواهد او با تو حرف بزند، همان لحظه که آرزو داری دستان پر مهرش را بر سرت بکشد، همان لحظه نورانی که ازشوق این معجزه دلت می خواهد تاآخردنیا از ته دل وبا کل وجودت اشک شوق شوی وتا آخرین ذره وجود بباری. نزدیک ترین لحظه به خدا می تواند در دل تاریک ترین شب عمر تو رخ دهد، یا در اوج بزرگ ترین شادی دلخواسته ات. می تواند درست همین حالا باشد ! و زیباترین وقتی که می تواند پیش بیایدهمان دمی است که برایش هیچ بهانه ای نداری. جایی که دلت برای او تنگ است. زیبا ترین لحظه ی عمر و هیجان انگیز ترین دم حیات همان لحظه باشکوهی است که با چشم خودت خدا را می بینی. درست همان لحظه که می بینی او با همه عظمت بیکرانش در قلب کوچک تو جا شده است. همان لحظه که گام گذاشتن او را در دلت حس می کنی، و نورانی و متعالی شدن حست را درک می کنی. آن لحظه که می بینی آنقدر این قلب حقیر ارزشمند شده است که خدا با همه عظمت بیکرانش آن را لایق شمرده و بر گزیده. و تو هنوز متعجب و مبهوتی که این افتخار و سعادت آسمانی چگونه و ازچه رو از آن تو شده است!!!!!!
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 8:38 توسط شادی
|
وقتی یه آیینه بزرگ میشکنه و به قطعات خیلی کوچیک تقسیم میشه باز هم هر قطعه از اونو برداری و نگاه کنی عکس خودتو میتونی توی اون ببینی وقتی خداوند حضرت آدم را افریده از روح خودش در اون دمید تا جون بگیره زنده بشه و این همون مصداق آیه "نفخت فیه من روحی "یعنی از روح خود در او دمیدم است یعنی تکه ای از روح خالق بزرگ باعث زنده شدن حضرت آدم شد و حالا امروز ما همون آینه کوچیکایی هستیم که تکه ای از روح خدا را داریم و اگه دقت کنیم میبینیم هممون خاصیت خلق کردن و خلاق بودن را داریم
+
نوشته شده در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 15:57 توسط شادی
|
خدای عزیز از تو سپاسگذارم که امروز ذهن مرا از خوابی عمیق بیدار کردی
از تو متشکرم که به من کمک کردی تا بدانم زندگی سرشار از سختی درد رنج اندوه و ازمایش الهی است میدانم تنها راه غلبه بر این ناملایمات و مواجه شدن با انها اصلاح درون است با آغاز سال کنترل ذهنم را به دست خواهم گرفت از تجربیات زندگی اموخته ام اگر منفی باف باشم نتیجه منفی خواهم گرفت اما اگر مثبت بیندیشم نتیجه همواره مثبت خواهد بود با آغاز سال پیش از پیش مراقب سلامتی خود خواهم بود چون وجود من تنها سرمایه ام برای رسیدن به ارزوهایم در زندگی است با آغاز سال به خود بیاموزم تا در برخورد با مردم دلسوز ومتواضع باشم و سعی کنم دیگران را در الویت قرار دهم و محبت کنم چون... افراد تنها شانس تقسیم کردن عشق مهربانی و برکت خداوند هستند.. با آغاز سال به خود اهمیت سخت کوشی. راستی. مدیریت زمان .صرفه جویی .ابتکار. برنامه ریزی عزم و اراده .صبر و شکیبایی. مقاومت و پایداری .شور و اشتیاق .همکاری .ایمان و اعتماد به خویشتن را خواهم اموخت. این خصوصیات رمز و راز موفقیت در هر زمینه ای است با آغاز سال کنترل احساساتم را به دست خواهم گرفت و خود را تشویق میکنم تا همانند یک انسان بالغ رفتار کنم با آغاز سال کنترل زبانم را در دست بگیرم و از این به بعد در صحبت با نزدیکانم محتاط و با ادب باشم چون خیلی از چیزها از نیروی زبان برمیخیزد با آغاز سال دیگر چنین جملاتی را بر زبان نیاورم شکست نا امیدی .نا کامی غیر ممکن و سر انجام با آغاز سال دیگر تنها خدا را شریک تصمیم ها و برنامه های خود قرارمیدهم دگر با وجود او میتوانم هرکاری را که دیگران فکر میکنند غیر ممکن است انجام دهم چون مخلوقی هستم که به دستان خداوند بزرگ افریده شدم و مسئولیتی دارم که باید انرا به انجام برسانم..
+
نوشته شده در شنبه دهم فروردین 1387ساعت 7:58 توسط شادی
|
پس این ها همه اسمش زندگی است
دلتنگی ها دل خموشی ها ثانیه ها دقیقه ها
!!! زیرا هنوز صبح هامان آذین ملکوتی بانگ خروس هاست و فکر من
دوست داشته باشید تا دوستتان داشته باشند .. زندگی را زندگی کنیم ..با هم ...
+
نوشته شده در جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 14:35 توسط شادی
|
|
درباره وبلاگ
در اغاز هیچ نبود ارزو بود و در اغاز هیچ نبود تو بودی و چنان بخشنده که هزار ارزو افریدی .. و من یکی از ان همه و عاشقانه همه شدم و در اغاز هیچ نبود تو بودی و من .. و این همه ارزو .. منوی اصلی
پیوندها
آرشیو
طراح قالب
powered by BLOGFA.COM |
