تبليغاتX
خدا تمام این ثانیه هاست..





















خدا تمام این ثانیه هاست..

مانده تا برف زمین اب شود

مانده تا بسته شود این همه نیلوفر وارونه چتر.

نا تمام است درخت.

زیر برف است تمنای شنا کردن کاغذ در باد

و فروغ تر چشم حشرات

وطلوع سر غوک از افق درک حیات .

مانده تا سینی ما پر شود از صحبت سنبوسه و عید

در هوایی که نه افزایش یک ساقه طنینی دارد

و نه اواز پری میرسد از روزن منظومه برف

تشنه زمزمه ام !!

مانده تا مرغ سر چینه هذیانی اسفند صدا بردارد

پس چه باید بکنم

من که در لخت ترین موسم بی چهچه سال

تشنه زمزمه ام ؟؟

بهتر ان است که برخیزم رنگ بردارم

روی تنهایی خود نقشه مرغی بکشم

                                                             سهراب سپهری

 

این زمستون منو از رو برد هوا خیلی سرده !!!

دوستان من کجایید روز هاتان پرتغالی باد !!!

+نوشته شده در یکشنبه سی ام دی 1386ساعت19:52توسط شادی | |

- Don't go for looks,

they can deceive

Don't go for wealth

even that fades away.

Go for someone who makes u

smile because only a smile makes

a dark day seem bright..

دنبال نگاه ها نرو،

ممکنه فریبت بدن

دنبال ثروت نرو

چون حتی ثروت هم یه روزی نا پدید میشه

دنبال کسی برو که باعث میشه لبخند بزنی

چون فقط یه لبخنده که میتونه

باعث بشه یه روز خیلی تاریک، کاملا روشن به نظر بیاد

+نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت19:57توسط شادی | |

اینجا نه شرح حال گذشته می نویسند و

نه قصه ی آینده،

از حال هم خبری نیست...

چشم که می دوزی به ته این فنجان،

حالَت را هم مثل چشمهات در می آورند می کنند ته قوطی!

به سیم آخر که نه

زده ام؛

اما

گفتم

از زندگی با ارواح زمینی خسته ام

چقدر ادم ها بی روح و سردن !!

همه می خوان شاگرد اول درس بشن

اما یکی نیست بگه اقا من میخوام شاگرد اول آدمیت بشم

شاگرد اول احساس..

شاگرد اول محبت..

نمیتونم بی معرفتی هاشونا تحمل کنم

قلبم درد می گیره...

حالت تهوع بهم دست می ده....

سردم می شه...

مغزم خالی می شه...

... من نیستم..

میگه به من توهین نکن !!

من مگه جرات توهین دارم !!

از اولش همین جوری بود...

اصلا" چرا من همش باید بدوم؟؟

نمی شه یه کم اسلو داون کنه با هم راه بریم؟؟این جوری من مجبور نمی شم نفس نفس بزنم..

.اصلا" ممکنه گمش کنم...

می ترسم...

همه به فکر خودشونن و من به فکر همه ام

یکی که خیلی مهربونه

همش میگه برام دعا کن

منم همش براش دعا میکنم

یه ادم خیالی ارتباط باهاش دور از زمین خاکیه

دیروزبا اون خوابی که دیدم

دیگه از مردن می ترسم

خدایا ما غلط کردیم بیا با هم کنار بیایم

دیدم

اسمون اونجا خیلی قشنگتره اسمون اینجاست

اما

من هنوز جوونم

کی اینجا حاضره بیاد مجلس ختم !!

همه میگن بد موقع است یا هوا سرده یا درگیر امتحانیم

ایشالا واسه سالش یه سر بزنین

گناه داره

بنده خدا

اما همون که گفتی پناه میبرم به خدای خودم

اعوذ با الله

+نوشته شده در پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت21:32توسط شادی | |

 

..

.

هی می گم خاصم باورت نمی شه!!

چه جوری...

یه جوری که انگار ۳۷ تا پروانه توی دلم گیر کردن با یه بچه گربه ی ترسو که از پروانه ها می ترسه و به در و دیوار دلم چنگ می زنه با یه زرافه که گردنش تند تند رشد می کنه و سرش داره از حلقم میاد بیرون با یه فیل گنده که باعث می شه نتونم زانوهامو صاف نگه دارم با یه خرگوش که سرش رو از چاله چوله های دلم میاره بیرون و دستشو دراز می کنه تا پروانه ها رو ناز کنه بعد یهو در میره با یه میمون که دور گردن اون زرافه سرسره بازی می کنه با ۱۴ سنجاب توی سرم که دمشونو می کنن توی گوشم تا صدای کسی رو نشنوم با ۲۴ تا پنگوئن خیس که تازه از آبای قطب در اومدن و خیلی سردن و روی نخاعم سر می خورن تا گرم شن با ۷ تا کوآلا که توی دهنم می شینن تا دهنمو با ناخوناشون واسه همیشه بسته نگه دارن با ۱۲ تا اهو توی چشمام که بتونم بهتر ببینمت با ۲۵۶ تا مرغ دریایی که توی قلبم پرواز می کنن با ۷۷ تا دلفین که توی اقیانوس دلم شنا می کنن و اکروبات کار می کنن...

و صدای خنده ی همشون که توی دلم می پیچه ...

اما من فقط لرزششو حس می کنم!!

همین!!

حس خوبیه!!!

 

+نوشته شده در چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت19:7توسط شادی | |